معنی نازمست
6 بازدید
[ مَ ] (ص مرکب) مست متکبر. (ناظم الاطباء). به قلب اضافت، از عالم شیرمست. (آنندراج). مست ناز: بندهٔ آن نازمستانم که از یاقوتشان خنده نازک می تراود نکته موزون می چکد. طالب آملی (از آنندراج). || آدم ظریف و زیبا و لطیفه گو. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «نازمست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر