معنی نازلو

معنی نازلو

6 بازدید
(اِخ) یکی از دهستان های شش گانهٔ بخش حومهٔ شهرستان ارومیه و در قسمت شمالی شرقی بر ساحل دریاچهٔ ارومیه در جلگه ای واقع است. دهستان نازلو محدود است: از شمال به دهستان انزل و دریاچهٔ ارومیه، از جنوب به برکشلو، از مشرق به دریاچهٔ ارومیه و از مغرب به برادوست و روضه. هوای دهستان معتدل است و آب مزروعی آن از رودخانهٔ نازلو و چشمه سارها تأمین می شود. محصول عمدهٔ دهستان غلات و سبزه و کشمش و توتون و چغندرقند و حبوبات و محصولات دامی است. دهستان نازلو تاکستانهای فراوانی دارد، مالک قسمتی از موستانهای مزبور اهالی شهر ارومیه هستند که تابستان را به آنجا عزیمت نموده پس از برداشت محصول در نیمهٔ مهرماه مراجعت می کنند. اهالی این دهستان به شغل زراعت و نگاه داری اغنام و احشام مشغولند. این دهستان از ۱۴۵ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده است و جمع سکنهٔ دهستان در حدود ۳۳۱۵۷ نفر است. مردم دهستان دین های مختلف دارند و به زبانهای گوناگون (ترکی، کردی، کلدانی) تکلم می کنند. هوای دهستان مالاریاخیز است. راه شوسهٔ مهم آن عبارت است از جادهٔ ارومیه به سلماس، بقیهٔ راههای دهستان ارابه رو است. و در فصل تابستان می توان با اتومبیل ازین جاده ها گذشت. قراء عمدهٔ دهستان عبارت است از: حیدرلو، توپراق قلعه، قره بوغلو، گردآباد، بالو، موش آباد، ساعتلوی بیگلر، ساعتلوی منزل، تولاتپه، علی بیگلو، خانیشان،انگنه، آده، نازلو، خانقاه سرخ. مرکز دهستان قریهٔ حیدرلو است که دارای پاسگاه ژاندارمری است، ۱۸ باب دبستان در قراء مختلف این دهستان وجود دارد و یک کارخانهٔ قند در قریهٔ ساعتلوی منزل تأسیس شده است. وجه تسمیهٔ دهستان به علت عبور رودخانهٔ نازلو از آنجاست. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴ ص ۵۲۳).
(اِخ) دهی است از دهستان نازلو بخش حومهٔ شهرستان ارومیه. در ۱۸هزارگزی شمال غربی ارومیه. در مسیر جادهٔ ارابه رو ارومیه به سرو، در درهٔ معتدل هوای مالاریاخیزی واقع است و ۶۴۱ تن سکنه دارد. آبش از نازلوچای است و محصولش غلات و چغندر و توتون و کشمش و حبوبات و صیفی. شغل اهالی زراعت و صنعت دستی آنجا جوراب بافی است. راه ارابه رو دارد، و تابستانها می توان ماشین برد. پاسگاه ژاندارمری دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴ ص ۵۲۳).

کلمات هم‌قافیه با «نازلو»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لو» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید