معنی نازلة
4 بازدید
[ زِ لَ ] (ع اِ) سختی زمانه. بلای سخت. (منتهی الارب) (آنندراج). مصیبت شدیدی که بر مردم فرود آید. (اقرب الموارد). سختی و حوادث زمانه. (غیاث اللغات) (منتخب اللغة). الشدیدة من شدائد الدهر. (معجم متن اللغة). سختی زمانه. بلائی که بمردم رسد. (شمس اللغات). واقعه. (مهذب الاسماء). بلا. ملمّه. حادثه. پیشامد. ج، نوازل. نازلات : بلائی عظیم و نازله ای شگرف این ساعت ببرکت تو از من مدفوع شده است. (سندبادنامه ص ۱۳۱). چنین دشمن از پای درآورده و چنین نازله ای دفع کرده. (سندبادنامه ص ۱۵۲). هر عاقلی اسیر عاقله ای و هر کاملی مبتلی به نازله ای. (جهانگشای جوینی). || چیزی. یقال: ما عنده نازلة؛ ای شی ء. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «نازلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر