معنی نازبو
6 بازدید
(اِ) ریحان. (محیط اعظم) (فرهنگ نظام) (فرهنگ رشیدی) (شمس اللغات). ریحان. شاهسفرم. (ناظم الاطباء). شاه اسپرم. شاه اسفرغم. (بحر الجواهر): بر سر خوانی که بود نازبو زینت آن خوان بود از رنگ و بو. ؟ (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «نازبو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بو» برای سرودن شعر