معنی نار پارسی
[ رِ پا ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) بژه ای باشد پر آب رقیق با خارش و سوزش صعب و سبب آن بسیاری و گرمی و تری خون [ کذا ] بود. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). نار فارسی. رجوع به نار فارسی شود.
کلمات همقافیه با «نار پارسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر