معنی نار طور
[ رِ ] (اِخ) آتش طور. آتشی که در کوه طور بر موسی کلیم اللََّه تجلی کرد. رجوع به طور شود: شد خضر راه بخت تو نخلی که نار طور شمع ره کلیم شد از شاخ اخضرش.وحشی.
کلمات همقافیه با «نار طور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر