معنی واژه ناروه
5 بازدید
[ نارْ وَ /رُ / نا ] (اِ) زبانهٔ ترازو. زبانهٔ قپان. (برهان) (شعوری). زبانهٔ ترازو. (ناظم الاطباء). ظاهراً مصحف ناره. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). رجوع به ناره شود.(اِ) نارو. پرنده ای خوش آواز مانند جل و بلبل. (برهان) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). رجوع به نارو شود.