معنی ناره کردن
6 بازدید
[ رَ / رِ کَ دَ ] (مص مرکب) بریسمان کشیدن. بند کردن سبحه و مهره و امثال آن. (یادداشت مؤلف): چنان چون برشته کند مهره مرد یلان را به نیزه همی ناره کرد.اسدی.
کلمات همقافیه با «ناره کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر