معنی نارنگی
5 بازدید
[ رَ / رِ ] (اِ) میوه ای است از نارنج کوچکتر و شیرین تر. (برهان قاطع). از: «نارنگ» +«ی» نسبت، از انواع مرکبات است. میوهٔ نارنگی همان نارنج شیرین یا پرتقال است ولی کوچکتر و خوشبوتر از آن است و در تصرف طبیعت و پرورش آدمی مزهٔ دیگر یافته است. (حاشیهٔ برهان قاطع دکتر معین). از نارنج کوچکتر و شیرین تر و خوش طعم تر و پوست آن خوشبوتر است. (از انجمن آرا) (آنندراج) (ناظم الاطباء). میوه ای است از اقسام مرکبات که نارسش ترش و رسیده اش شیرین است و در هوای کم سرد مناسب با مرکبات به دست می آید. ریشه اش با نارنگ یکی است. (فرهنگ نظام). || (ص نسبی) بر وزن و معنی نارنجی است که رنگ مشهور و معروف باشد. (برهان قاطع). || (حامص) به معنی بی رنگی هم هست که عدم رنگ باشد. (برهان قاطع). بی رنگی و رنگ نداشتگی. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «نارنگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر