معنی نارنده
5 بازدید
[ رَ دِ ] (اِخ) دهی است از دهستان قاقازان بخش ضیاءآباد شهرستان قزوین، در ۶۰هزارگزی شمال ضیاءآباد و ۱۲هزارگزی راه عمومی واقع است. ناحیه ای کوهستانی و سردسیر است و ۳۳۰ تن سکنه دارد و فارسی را به لهجه های ترکی و کردی تکلم می کنند. آبش از چشمه سار و محصولش غلات و عدس و باقلاست. مردمش زارع و مکاری و گله دارند، صنعت دستی آنان جاجیم بافی و جوال بافی و ریسمان تابی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱ ص ۲۲۱).
کلمات همقافیه با «نارنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر