معنی نارمیده
7 بازدید
[ رَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) نیارامیده. نیارمیده. استراحت نکرده. نیاسوده مقابل آرمیده. رجوع به آرامیده شود. || نرمیده. رم نکرده. مقابل رمیده. رجوع به رمیده شود.
کلمات همقافیه با «نارمیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر