معنی نارفتنی
6 بازدید
[ رَ تَ ] (ص لیاقت) که رفتنی نیست. که نخواهد رفت. که نتواند رفت. ماندنی. || نکردنی. که نباید کرد. که نشاید انجام داد: بلکه از متسوقان و مضربان و عاقبت نانگران و جوانان کار نادیدگان نیز کارها رفته است نارفتنی. (تاریخ بیهقی ص ۳۳۳).
کلمات همقافیه با «نارفتنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر