معنی نارالحرتین
[ رُلْ حَ رْ رَ تَ ] (اِخ) آتشی بوده است در بلاد عبس که شبها از آن روشنائی ساطع می شده و روزها دودی از آن برمیخاسته است و هر کس را که بدان نزدیک می شده میسوزانیده است. خالدبن سنان چاهی کند و آن را بخاک مدفون کرد و این را معجزهٔ او دانسته اند. رجوع به صبح الاعشی ج ۱ ص ۴۱۰ و بلوغ الارب ج ۲ ص ۱۶۴ شود.
کلمات همقافیه با «نارالحرتین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر