معنی ناراضی
(ص مرکب) ناخشنود. آنکه خرسندی و خوشدلی و قناعت ندارد. (ناظم الاطباء). که راضی نیست .که رضایت ندارد. ناخرسند. غیرقانع. مقابل راضی. رجوع به راضی شود.
کلمات همقافیه با «ناراضی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضی» برای سرودن شعر