معنی ناراحت
[ حَ ] (ص مرکب) در تداول، ناآرام. بی آرام. که آرام و مطیع نیست. آشوب طلب. فتنه انگیز. طاغی. سرکش که آشوب و بلوا به پا می کند. شرانگیز. که آرام نمی گیرد. || که در آن راحت و آسایش نیست. که در آن نمی توان راحت بود: جای ناراحت. لباس ناراحت.
کلمات همقافیه با «ناراحت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حت» برای سرودن شعر