معنی نادید گشتن
[ گَ تَ ] (مص مرکب) ناپدید شدن. ناپیدا شدن. از نظر ناپدید شدن. پنهان شدن : روز چون قارون همی نادید گشت اندر زمین شب چو اسکندر همی لشکر کشید اندر زمان. فرخی.
کلمات همقافیه با «نادید گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر