معنی نادم
[ دِ ] (ع ص) اسم فاعل از نِدَم و ندامة. (اقرب الموارد). پشیمان. (منتهی الارب) (آنندراج) (فرهنگ نظام) (ناظم الاطباء) (دهار) (غیاث اللغات). || شرمسار. خجل. شرمنده. متأسف. (ناظم الاطباء). ج، نُدّام، نادمون.
کلمات همقافیه با «نادم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دم» برای سرودن شعر