معنی نادر نصیرآبادی

معنی نادر نصیرآبادی

[ دِ رِ نَ ] (اِخ) سیدنجم الدین حسین بن سیدقمرالدین، از پارسی گویان هند است و به روایت مؤلف شمع انجمن در قریهٔ ایته از توابع نصیرآباد به دنیا آمده است. در شعر و علوم متداوله از شاگردان شاه سلامت اللََّه کشفی است. این ابیات در شمع انجمن به نام او ثبت است: در بزم مرا بی رخت آهنگ نوا نیست تا گل نبود بلبل من نغمه سرا نیست. * رخسار یارم می کشد زلف پریشان در بغل بنگر شب دیجور را خورشید تابان در بغل. * من بلبلم ولی به گل شعله سرخوشم بر شاخ نخل طور بود آشیان من. (از تذکرهٔ شمع انجمن ص ۴۸۹).

کلمات هم‌قافیه با «نادر نصیرآبادی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید