معنی نادر دامغانی
[ دِ رِ ] (اِخ) صاحب صبح گلشن آرد: «معروف به ملانادر دامغانی است و زبانش گویا به الفاظ نادر معانی است. از اشعار اوست: کارسازان جهان از کار خود بیچاره اند سیل نتواند که شوید گرد از رخسار خویش».
کلمات همقافیه با «نادر دامغانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر