معنی نادرگذار
[ دَ گُ ] (نف مرکب) درناگذرنده. عفونکننده. سخت گیر: از سهم و از سیاست نادرگذار تو بر گرگ ژنده پوست بدرد سگ شبان. سوزنی.
کلمات همقافیه با «نادرگذار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر