معنی نادانی کردن
[ کَ دَ ] (مص مرکب) حماقت کردن. جهالت کردن. (ناظم الاطباء). کارهای جاهلانه کردن. سبکی و جلفی و حماقت کردن.
کلمات همقافیه با «نادانی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر