معنی ناحمولی
4 بازدید
[ حَ ] (حامص مرکب) بی تحملی. بی صبری. ناشکیبائی : ناحمولی انبیا را ز امردان ورنه حمالست بد را حملشان.مولوی. طبع را گشتند اندرحمل بد ناحمولی گر کنند از حق بود.مولوی.
کلمات همقافیه با «ناحمولی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر