معنی ناحل
11 بازدید
[ حِ ] (ع ص) لاغر از بیماری یا از سفر. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). لاغر. (شمس اللغات). رقیق. هزیل. نزار. (مهذب الاسماء): جمل ناحل؛ هزیل. (المنجد). شتر لاغر. (ناظم الاطباء). سیف ناحل؛ رقیق. (المنجد). شمشیری که تیغهٔ آن از بسیاری کار کردن باریک شده باشد. (ناظم الاطباء). ج، نحول.
کلمات همقافیه با «ناحل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حل» برای سرودن شعر