معنی ناحاش
5 بازدید
(اِخ) ناحاش (به معنی مار) شهریار عمون که خواست با اهالی یا بیش جلعاد عهدی استوار نماید بشرط آنکه چشم راست هر یک از ایشان را بکند. و چون شائول این مطلب را شنید روح خداوند بر وی آمده بدان استصواب ایشان را از دست وی رهائی بخشید. لیکن از آن پس دوست صادق الاخلاق داود گردید. (از قاموس کتاب مقدس ص ۸۶۴).(اِخ) پدر ابی جایل. بعضی از گمان چنان است که ناحاش همان پادشاه است که سابقاً مذکور شد و برخی دیگر وی را یسی میدانند و معتبرترین آنها رای آخرین است. (از قاموس کتاب مقدس ص ۷۶۴).
کلمات همقافیه با «ناحاش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اش» برای سرودن شعر