معنی ناجی لاهیجی
5 بازدید
[ یِ ] (اِخ) از شاعران لاهیجان و معاصر با صفویه است. مرد وارسته ای بوده است. میرزا طاهر نصرآبادی آورده است: «وقتی که میرزا هاشم به وزارت آنجا [ لاهیجان ] رفت او تاریخی گفت میرزا هاشم مبلغ دوازده هزار دینار جهت او فرستاد وی پس داده و گفته بود جهت طبع آزمائی قطعه ای گفتم من شاعر گدا نیستم . این غزل را نصرآبادی از او نقل کرده است: خطش دمید و غیر ازو کامکار ماند آخر میانهٔ من و او این غبار ماند خون از دماغ غنچهٔ گل ریخت بر زمین از بس در انتظار نسیم بهار ماند در حیرتم کنون که جهان پر ز کشتنست بیکار در نیام چرا ذوالفقار ماند کو میوه ای که کام ازو لذتی برد بیهوده چشم ما به سر شاخسار ماند.
کلمات همقافیه با «ناجی لاهیجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر