معنی ناجور
9 بازدید
(ص مرکب) مقابل جور. چیزهای بی مناسبت و از جنس های مختلف. (فرهنگ نظام). چیزی که جفت و جور با دیگری نباشد. هر دو چیز که با هم مختلف باشند و به یکدیگر شباهت نداشته باشند. (ناظم الاطباء). نامناسب. که جور نیست. که متناسب نیست. ناموافق. که یکدست و یکنواخت نباشد. که بهم نمانند. که با هم تناسب و وفق نداشته باشند. که از یک جنس نباشند. - وصلهٔ ناجور؛ وصله ای که با لباس از یک جنس نباشد. || نامناسب. ناباب. - رفقای ناجور؛ دوستان ناباب.
کلمات همقافیه با «ناجور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر