معنی ناجم

معنی ناجم

8 بازدید
[ جِ ] (ع ص) طلوع کننده. درخشنده. (انجمن آرای ناصری). ظاهر. واضح. طالع. || بدمذهب. خارجی. (منتهی الارب). سرکش. سربرآورده. (حواشی تاریخ بیهقی چ فیاض ص ۴۱۴ و ۸۸۷). طاغی. یاغی : روا نیست بهیچ حال که امیرالمؤمنین به هر ناجمی که پیدا آید حرکت کند. (تاریخ بیهقی ص ۵۲۲). نخست خللی که آید آن است که در زمین طبرستان ناجمی پیدا آید. (تاریخ بیهقی ص ۴۲۲). به ری نشیند و نایبان فرستد بشهرها و شغل این ناجم پیش گیرد. (تاریخ بیهقی ص ۴۲۲).
[ جِ ] (اِخ) (الـ ...) سعیدبن حسن بن شداد المسمعی مکنی به ابوعثمان و معروف به ناجم از شاعران عرب است. وی معاصر و مصاحب ابن رومی بود و اغلب اشعار او را روایت میکرد. شاعری فاضل بود و به سال ۳۱۴ هـ . ق. درگذشت. این ابیات را ابن رومی هنگامی که وی در بستر بیماری و نزع افتاده بود خطاب بدو گفته است: ابا عثمان انت عمید قومک وجودک للعشیرة دون لومک تمتع من أخیک فما اراه یراک ولا تراه بعد یومک. از اشعار ناجم است قالوا اشتکت نرجستا وجهه قلت لهم أحسن ماکانا حمرة وردالخد اعدتهما والصبغ قد ینفذ احیانا. و نیز رجوع به فوات الوفیات ج ۲ ص ۵۱ شود.

کلمات هم‌قافیه با «ناجم»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «جم» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید