معنی ناجذ
7 بازدید
[ جِ ] (ع ص) اسم فاعل است از نجذ. (اقرب الموارد). رجوع به نجذ شود.[ جِ ] (ع اِ) دندان خِرَد. (دهار) (مهذب الاسماء). دندان سپسین. (ناظم الاطباء). دندان سپسین همه. دندان عقل. (منتهی الارب) (آنندراج). دندان عقل. ج، نواجذ. و آن چهار دندان است مر انسان را و آن را دندان بلوغ نیز گویند بدانجهت که بعد از بلوغ و کمال عقل برآید. (منتهی الارب) (آنندراج). و نیز رجوع به نواجذ شود. || عض علی ناجذه؛ بلغ اشده، یعنی به کمال بلوغ رسید. (ناظم الاطباء). و استحکام یافت. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || عض الرجل علی ناجذیه؛ صبر. || ابدت الحرب ناجذیها؛ اشتدت. (المنجد).
کلمات همقافیه با «ناجذ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جذ» برای سرودن شعر