معنی ناجد
6 بازدید
[ جِ ] (ع ص) اسم فاعل از نجد. || غالب. || یاری دهنده. || واضح کننده. روشن کننده. (اقرب الموارد) (المنجد). ج، نواجد. || کندخاطر. نادان. کم هوش. (ناظم الاطباء). || آن که در زبان وی لکنت باشد. (ناظم الاطباء). ج، نواجد. اما ناجد به این معنی در کتب دسترس ما دیده نشد.
کلمات همقافیه با «ناجد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جد» برای سرودن شعر