معنی ناج
7 بازدید
(اِ) ناژ. ناجو. (ناظم الاطباء). ناژو. رجوع به ناجو شود.(اِخ) ابن یشکربن عدران قبیله است و اکثر از علماء و روات منسوبند به وی. (منتهی الارب ذیل نوج).[ جِنْ ] (ع ص) باد زودرو. (مهذب الاسماء). || بعیر ناج؛ شتر تیز رونده. ج، نواجی. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ناج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر