معنی ناثر
6 بازدید
[ ثِ ] (ع ص) گوسفندی که از بینی وی کرم مانندی برآید. (منتهی الارب) (آنندراج). آن گوسفند که چون سرفد چیزی از بینی وی بیفتد. (مهذب الاسماء). الشاة تطرح من انفها کالدود. (اقرب الموارد). || گوسپند عطسه زننده. (شمس اللغات). || نثرنویس. مقابل شاعر. (فرهنگ نظام). خلاف الناظم. (اقرب الموارد). || پراکنده کننده. (ناظم الاطباء). اسم فاعل از نثر. (اقرب الموارد). || النخلة تنفض بُسرها. (اقرب الموارد). درخت خرما که میوه برفشاند.
کلمات همقافیه با «ناثر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثر» برای سرودن شعر