معنی ناتوانبین
5 بازدید
[ تَ ] (نف مرکب) حاسد زیرا که کسی را توانا دیدن نمیتواند. (غیاث). رشکین. حسود. بدخواه. (ناظم الاطباء): چشم او دید دست من بوسید آن که میگفت ناتوان بین است. میرزا عبدالغنی قبول (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «ناتوانبین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر