معنی ناتق
6 بازدید
[ تِ ] (ع ص) شکافنده. || بلندکننده. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || زند زود آتش افروز. (منتهی الارب) (آنندراج). الزندالواری. (المنجد). آتش زنهٔ زود آتش افروزنده. (ناظم الاطباء). زند ناتق، آتش زنهٔ بسیار آتش. (مهذب الاسماء). || گسترنده. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || ناقهٔ زود بارگیرنده. (منتهی الارب) (آنندراج). ماده شتر زود بارگیرنده. (ناظم الاطباء). || اسب سخت برنشانندهٔ سوار به رفتار. (منتهی الارب) (آنندراج). الفرس الذی ینتق راکبه. (المنجد). اسبی که به سختی میگذارد کسی بر وی سوار شود. (ناظم الاطباء). || زن بسیاربچه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). زن و ناقهٔ کثیرالولد. (از المنجد). زن بسیارفرزند. (مهذب الاسماء).[ تِ ] (ع اِ) نام ماه رمضان. (منتهی الارب) (آنندراج). نامی است ماه رمضان را. (مهذب الاسماء). نام شهر رمضان به جاهلیت. (السامی فی الاسامی). ناتق، بدون الف و لام نام ماه رمضان است. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ناتق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تق» برای سرودن شعر