معنی ناترس
5 بازدید
[ تَ ] (ص مرکب) بی خوف. (آنندراج). بی ترس. (ناظم الاطباء). که نمی ترسد. متهور. ناترسنده. نترس. - سَرِ ناترس داشتن؛ بی باکی. جسارت. تهور. || سنگدل. بیرحم. (آنندراج). بیرحم و سخت دل. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ناترس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رس» برای سرودن شعر