معنی ناتر

معنی ناتر

7 بازدید
[ تَ ] (ص مرکب) تر نشده. خشک. مقابل تر به معنی خیس و نمناک و مرطوب : بهشتم که پر آب دیدی دو خم یکی زاو تهی مانده بد تا بدم دو از آب دایم سراسر بدی میانه تهی خشک و ناتر بدی.فردوسی.
[ تِ ] (اِخ) از دهات کوهستان واقع در بخش کلاردشت شهرستان نوشهر است. در ۲۴ هزارگزی جنوب غربی مرزان آباد و ۱۲ هزارگزی جادهٔ شوسهٔ چالوس به تهران قرار دارد. منطقه ای کوهستانی و سردسیر است و ۴۵۰ تن سکنه دارد اهالی آنجا شیعی مذهبند و فارسی را به لهجهٔ گیلکی تکلم میکنند. آب آنجا از چشمه سار و رودخانهٔ محلی تأمین میشود. محصولاتش غلات و ارزن و لبنیات است. و مردمش به زراعت و گله داری و شال بافی روزگار می گذرانند. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳ ص ۲۹۸). و نیز رجوع شود به مازندران و استراباد ص ۱۴۶.
[ تَ ] (اِخ) نام نسک پنجم اوستاست. اوستا شامل بیست و یک نسک است و این بیست و یک نسک به سه بهر هفت نسکی تقسیم شده است و نسک ناتر در بهر هاتک مانسریک قرار گرفته است. مؤلف مزدیسنا و تأثیر آن در ادبیات فارسی آرد: نسک پنجم موسوم است به ناتر که از آن فقط متن اوستائی موجود است و گزارش پهلوی آن مفقود شده. «مزدیسنا ص ۱۲۵». رجوع به مزدیسنا ص ۱۲۵ و فرهنگ ایران باستان ص ۲۱و۲۱۱ شود.

کلمات هم‌قافیه با «ناتر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «تر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید