معنی نابینائی
4 بازدید
[ حامص مرکب ] کوری. عمیاء. ضرارة. (دهار): کان به نابینائی از راه اوفتاد وین دو چشمش بود و در چاه اوفتاد. (گلستان).
کلمات همقافیه با «نابینائی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئی» برای سرودن شعر