معنی نابنوا
6 بازدید
[ بِ نَ ] (ص مرکب) هر چیزی را گویند که ضایع شده باشد و به کار نیاید. (برهان). که به هیچ کار نیاید. (ناظم الاطباء). ضایع. تباه : کار مدد و کار کیا نابنوا شد زین نیز بتر باشدشان نابنوائی.منوچهری. || نابه نوا. نه به نوا. بی نوا. بینوا: زر بکف آرم برای دعوت تازان زآنکه در ایام عید نابنوایم.سوزنی.
کلمات همقافیه با «نابنوا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وا» برای سرودن شعر