معنی نابلس
6 بازدید
[ بُ لُ ] (اِخ) شهر مشهور مستطیل شکل اندک پهنای فراوان آبی است میان دو کوه در سرزمین فلسطین . بظاهر شهر کوهی است که گویند آدم در آنجا خدا را سجده کرده است و کوه کزیرم که سخت مورد اعتقاد یهودان است در آنجا واقع شده و یهود معتقدند که این کوه قربانگاه اسحاق است و نامش هم در توراة آمده است. و سامری ها [ فرقه ای از یهودان ] در آنجا نماز می گزارند، در آن کوه از دل غاری چشمه ای جاری است که سامریون سخت به تعظیم و زیارت آن معتقدند و بهمین مناسبت عدهٔ سامری ها در این شهر زیاد است. (معجم البلدان ج ۸ ص ۲۳۲). و آن [ نابلس ] مسکن طایفه ای سمره نام یهود بوده و بدون ضرورت کار و غیره در جای دیگر سکونت ننمایند و در آن شهر مسجدی است بزرگ که بزعم ایشان قدس و بیت المقدس عبارت از همان مسجد بوده و این بیت المقدس معروف را بی اصل و ملعون دانند بطوری که در موقع عبور از آن سنگی برداشته و بر آن زنند. (ریحانةالادب ج ۴ ص ۱۳۹ از مراصد). شمارهٔ نفوس آن ۱۶ هزار نفر است و از آن جمله هزار نفر یهود و نصاری و بقیه مسلمان می باشند. (قاموس الاعلام).
کلمات همقافیه با «نابلس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لس» برای سرودن شعر