معنی نابرگرفته
5 بازدید
[ بَ گِ رِ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) برنگرفته. مقابل گرفته. - نابرگرفته کام؛ کام برنگرفته. کام نادیده : یک لحظه بود این یا شبی کز عمر ما تاراج شد ما همچنان لب بر لبی نابرگرفته کام را. سعدی.
کلمات همقافیه با «نابرگرفته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر