معنی نابردار
3 بازدید
[ بُ ] (نف مرکب) ناشکیبا. بی صبر. || ناچار. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «نابردار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر