معنی نابجا
5 بازدید
[ بِ ] (ص مرکب) در غیر محل. نه بجای خویش. بی جا. بی مورد. بی موقع. مقابل بجا: گفتاری نابجا. اعمالی نابجا. کارهای نابجا. || در اصطلاح طبیعی، عَرَضی . (لغات فرهنگستان).
کلمات همقافیه با «نابجا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جا» برای سرودن شعر