معنی نابت
5 بازدید
[ بِ ] (ع ص) رویاننده. (آنندراج) (ناظم الاطباء) (غیاث) (اقرب الموارد) (المنجد). || روینده. (آنندراج) (ناظم الاطباء) (غیاث): چون تخم حقیقت در زمین یقین او نابت یافت. (وصاف ص ۵۶۲). || تازهٔ هر چیز هنگامی که بروید و خرد بود. (المنجد). الطری من کل شی ء حین ینبت صغیراً. (اقرب الموارد).[ بِ ] (اِخ) وی از فرزندان اسماعیل بن ابراهیم خلیل است. و این بیت عامربن حارث بن مضاض اشارتی به نام او دارد: و کنا ولاةالبیت من بعد نابت بعز فما یحظی لدیناالمکاثر. (از بلوغ الارب ج ۱ ص ۲۳۰).[ بِ ] (اِخ) ابن یزید از محدثان است. (منتهی الارب).[ بِ ] (اِخ) موضعی است در بصره. (معجم البلدان). دهی است به بصره، از آن ده است اسحاق بن ابراهیم نابتی. (منتهی الارب). نام دهی است در بصره و از اعلام است. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «نابت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بت» برای سرودن شعر