معنی نابایست

معنی نابایست

5 بازدید
[ یِ ] (ص مرکب) نالایق. نامناسب. (ناظم الاطباء). که بایسته نیست. که سزاوار نیست. که درخور نیست: جَبْهْ؛ نابایست آوردن بر کسی. (از منتهی الارب). || غیرضروری. لاضروری. (یادداشت مؤلف). آنچه نباید. که لازم و ضروری نیست. نابجا: تفریط؛ دور کردن نابایست از کسی. امصال؛ تباه کردن و به نابایست خرج کردن مال را. غضب مُطِر؛ خشم ناجایگاه. خشم نابایست. (منتهی الارب). || حرام. (منتهی الارب). غیر جایز. خلاف شرع. ناروا. (ناظم الاطباء): طَلخَثَة؛ به امر نابایست آلودن. (منتهی الارب): و خدای را بر معصیت و نابایست نخوانی تا هلاک شوی. (ترجمهٔ طبری). منزه داری این اندامها را از فجور و ناشایست و نابایست. (قابوسنامه). || مکروه. (منتهی الارب): وَذء؛ سخن نابایست و مکروه. (منتهی الارب). نادلپسند: ز آن عمامهٔ زفت نابایست او ماند یک گز کهنه اندردست او.مولوی. || (اِ مرکب) کراهت. ناخوشایندی. نادلپسندی. خلاف میل. بدون میل : و طعام اگر چه آرزو نباشد بر نابایست اندکی بباید خورد. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).

کلمات هم‌قافیه با «نابایست»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ست» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید