معنی نابارور
5 بازدید
[ بارْ وَ ] (ص مرکب) بی میوه. بی حاصل. بی بار. بی بر. درختی که میوه ندارد. مقابل بارور.
کلمات همقافیه با «نابارور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر