معنی ناایمن

معنی ناایمن

6 بازدید
[ مِ ] (ص مرکب) خطرناک و مخوف. (ناظم الاطباء). مقابل ایمن. مظنون. دور از امنیت. غیرقابل اعتماد. نامطمئن : راهها ناایمن شده است... و راه از نیشابور تا اینجا سخت آشفته است. (تاریخ بیهقی). و بر ناایمن بیگمان ایمن مباش. (قابوسنامه). قلعه ای ساخته بودند و راهها ناایمن شده. (کتاب النقض ص ۳۶۷). || ترسان. بیمناک. آشفته. ناخاطرجمع. اندیشناک. بی امان : مخسبید ناایمن از شهریار مدارید ز اندیشه جان را نزار.فردوسی. چونکه بجای تو در ای چرخ پیر خلق بجان یکسره ناایمن است. ناصرخسرو (دیوان چ تقوی ص ۷۵). گر مار نئی، مردمی، از بهر چرایند مؤمن ز تو ناایمن و ترسان ز تو ترسا. ناصرخسرو. قمر ز قبضهٔ شمشیر تست ناایمن زحل ز پیکر پیکان تست ناپروا.امیرمعزی. وندرین آرزو همی باشم زانکه ناایمنم ز کید حسود.سوزنی. خرد ناایمن است از طبع ز آن حرزش کنم حیرت چو موسی زنده در تابوت از آن دارم بزندانش. خاقانی. از جانب برادر ناایمن بود و با کمال شهامت و خشونت جانب او می شناخت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۱۵۳). لشکر ابوعلی چون غدر دارا بدیدند، از دیگران ناایمن گشتند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۰۹).

کلمات هم‌قافیه با «ناایمن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «من» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید