معنی ناامین
4 بازدید
[ اَ ] (ص مرکب) ناایمن. اندیشناک. هراسان. ترسان : و چنان شد که ملک بیکبارگی در سر آن قضایا خواست شد، و عموم خلق بر املاک و عرض و جان خود ناامین گشتند. (تاریخ غازانی ص ۲۴۱). || نااستوار. ناراست. غیرامین. که امانت ندارد. غیرمعتمد.
کلمات همقافیه با «ناامین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر