معنی ناامید گشتن
5 بازدید
[ اُ گَ تَ ] (مص مرکب) ناامید شدن : چو گشتم ز گفتار او ناامید شدم لاجرم تیره روز سپید.فردوسی. که گر او نشستی به خون دست خویش نگه داشتی دین و آئین و کیش نکردی به خون سرخ ریش سپید نگشتی ز بوم و ز بر ناامید.فردوسی.
کلمات همقافیه با «ناامید گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر