معنی ناافتاده
6 بازدید
[ اُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) مقابل افتاده. کاری ناافتاده، امری واقع نشده. اتفاق نیفتاده. رخ نداده : افسوس و غبن است کاری ناافتاده را افزون هفتاد و هشتاد بار هزار هزار درم به ترکان و تازیکان و اصناف لشکر بگذاشتن. (تاریخ بیهقی ص ۲۵۷). - کارناافتاده؛ سر و کار نداشته. گذر ناکرده : می ندانید ارچه بس آزاده اید زآنکه اینجا کارناافتاده اید.عطار.
کلمات همقافیه با «ناافتاده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر