معنی نائحة
6 بازدید
[ ءِ حَ ] (ع ص) نوحه کننده. (مهذب الاسماء). زن زاری کننده بر شوی. (ناظم الاطباء). مؤنث نائح. مویه گر. نوحه سرای. روضه خوان زن. نوحه گر زن. نادبه. ج، نَوح، انواح، نُوَّح، نَوائِح. نائحات. یقال: هم نوح و هن نوح. (منتهی الارب). نُوح. (اقرب الموارد). || گریه و نالهٔ مصیبت. (غیاث) (آنندراج). || ناحت الحمامة؛ سجعت فهی نائحة و نواحه. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «نائحة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حة» برای سرودن شعر