معنی نائب تنگری
5 بازدید
[ ءِ بِ تَ ] (ترکیب اضافی، اِمرکب) یعنی قائم مقام خدا، چه نائب در عربی قائم مقام باشد و تنگری در ترکی خدا را گویند. و آن کنایه است از خلیفه و پادشاه. (برهان قاطع). تنگری بفتح تا و سکون نون و کاف فارسی، ترکی قدیم: خدا: ترک توئی ز هندوان چهرهٔ ترک کم طلب زآنکه نداده هند را صورت ترک، تنگری. (از برهان چ معین، حاشیهٔ ص ۵۲۲).
کلمات همقافیه با «نائب تنگری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر